نبض زندگیمون سید امیر حسین

نبض زندگیمون سید امیر حسین جان تا این لحظه 6 سال و 1 ماه و 12 روز سن دارد

دیروز و....

دیروز و....

سلام مامانی....نمیدونم چی بگم و چه جوری بگم...
دیروز صبح زنگ زدم مطب دکترت و ازش وقت واسه ختنه گرفتم.از همون صبحش دلم گرفته بود و استرس داشتم تا که شب بابایی اومد و اماده شدیم رفتیم..عزیز دل مامان تو ماشین همش نگات میکردم و میگفتم کاش زنگ نزده بودم کاش وقت نگرفته بودم اخه اصلا دلم نمیخواست تو درد بکشی...
خلاصه اینکه رسیدیم مطب و تو رفتی واسه ختنه.چند دقیقه بعدش صدای گریت بلند شد و اشکای منم سرازیر شد. خوبیش این بود که پنج دقیقه بیشتر طول نکشید و بعدش تو اومدی بغلم. یه کم بی تابی کردی و بعدش خوابت برد.ولی خدارو شکر اومدیم خونه خیلی بی تابی نکردی و خوابت برد....و بعد از واکسنت این دومین درد تو زندگیت بود که تجربه اش کردی.
...افرین به تو که پسر قوی و شجاع مامان و بابایی...
تاریخ : 30 آبان 1392 - 20:41 | توسط : مامان امیر حسین | بازدید : 1064 | موضوع : فتو بلاگ | 24 نظر

یه روز خوب با دوستای خوب

یه روز خوب با دوستای خوب

دردونه ی ما امروز دوتا مهمون داشتی صبح تسنیم جون اومده بود خونمون متاسفانه یادم رفت ازتون عکس بگیرم و الانم که میبینی ریحانه جون خونمونه...(ریحانه جون دخترعموی امیرحسینه)
اون بره ایی کنارت هست رو یه شب که با بابایی رفته بودیم بیرون برات خریدیم البته اون موقع شمارو نداشتیم و الانم که متعلق به شماست.....عزیزم چقدر تورو داشتن شیرینه........دوست داریم یه عالمه......
تاریخ : 29 آبان 1392 - 02:42 | توسط : مامان امیر حسین | بازدید : 951 | موضوع : فتو بلاگ | 7 نظر

امیرحسین و دوستش

امیرحسین و دوستش

این نینی که میبینید اسمش تسنیمه و یکی از دوستای امیرحسینه که چهل روز هم ازش بزرگتره...فدای هردوتاتون
........مامانی فدات شم که اینقدر ناز میخندی..............
تاریخ : 28 آبان 1392 - 02:56 | توسط : مامان امیر حسین | بازدید : 1054 | موضوع : فتو بلاگ | 7 نظر

شیرخواره ی من در روز شیر خوارگان حسینی

شیرخواره ی من در روز شیر خوارگان حسینی

عزیزم امروز روز شیرخوارگان حسینی بود ولی ما نتونستیم جایی بریم چون تو از پریروز مریض شدی و سرفه میکنی البته امروز بهتری. برای همین تو خونه چند تا عکس ازت گرفتم ......... خیلی دوستت دارم مامانی.........
تاریخ : 18 آبان 1392 - 05:01 | توسط : مامان امیر حسین | بازدید : 909 | موضوع : فتو بلاگ | 12 نظر

دردونه ی مامان وبابا

دردونه ی مامان وبابا

عزیزم اینقدر ناز و مهربون و ارومی که هرچی بگم کم گفتم ولی نمیدونم چرا یه شبایی خیلی بی تابی میکنی و نمیخوابی وقتی گریه میکنی خیلی دلم برلت میسوزه. دکترت میگفت تا چهار ماه طبیعیه ولی کاش زودتر اروم شی ...کاش میتونستم کاری برات کنم ...کاش من جای تو درد میکشیدم............
تاریخ : 12 آبان 1392 - 01:52 | توسط : مامان امیر حسین | بازدید : 2372 | موضوع : فتو بلاگ | 8 نظر

امیرحسین

امیرحسین

اولین عکس پسرم در نینی پیج
تاریخ : 11 آبان 1392 - 01:20 | توسط : مامان امیر حسین | بازدید : 826 | موضوع : فتو بلاگ | 5 نظر